حرف‌هایم

بوسیدن روی ماه

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۱، ۱۲:۳۷ ق.ظ

 

با رسیدن ما بلافاصله فیلم شروع شد.از همان ابتدا معلوم بود همان تم سنتی طلا و مس را حفظ کرده.محله قدیمی،آدمهای قدیمی،آهنگهای قدیمی که در مغازه و خانه صدایش به گوش میرسیدو...  در ادامه وقتی دربیشتر صحنه ها چهره ی تکیده و مغموم احترام خانم(قهرمان داستان) را دیدیم،پر واضح بود که از چیزی، سخت رنج میبرد،رنجی که در ادامه داستان مشخص میشود.

چند موضوع خاص بود که گویا کارگردان تاکید خاصی روی آنها داشته و در برخی صحنه ها دچار شعارزدگی شده بود. مثلا اینکه: دیگر همه چیز عوض شده و خاطرات تلخ و شیرین ده 50 و 60 در پستوی تاریخ دفن شده اند.هر بار که احترام خانم پا از خانه بیرون میگذاشت باید منتظر چنین مفاهیمی میماندیم.مثلا هنگام حرکت با اتوبوس صحنه دعوای چند راننده را نگاه میکند.یا جایی که دوربین حرکت تند مترو را نشان میدهد و بعد به داخل مینی بوس قدیمی که احترام داخلش نشسته است می آید.موضوعاتی دیگر مثل عوض شدن مامور شهرداری پارک،باز نشسته شدن کارمند ستاد معراج،بنایی ستاد،عبور پسربچه اسکیت سوار از جلو او،کوبیدن ساختمانهای محله توسط مهندسان ژیگول!و...هم تاکید افراطی! بر این مفهوم بود.(اوراق کردن پیکانهای اسقاطی را هم فراموش کردم!!)

2-تقابل نسل جدید با یک یا دو نسل قبل خود ،که البته اینجا به نحوی متفاوت و آموزنده نمایش داده میشود.اما نمادهای نسل جدید که در همه فیلمها تکرار میشود:دختری 15-20 ساله،شر و شور،با حجاب نه چندان درست،دائم با موبایل حرف میزند و هره کره میکند!،لپ تاپ به دست،درگیر درس خواندن در حین آهنگ گوش کردن! و قس علس هذا... نکته مثبت فیلم در این زمینه:مادر بزرگها داستان جوانیشان را برای نگار 16 ساله نقل میکنند و او کاملا با آنها همذات پنداری میکند و از این طریق راه درست را در مسائل گوناگون به او می آموزند.

3-کارمندان به ظاهر حزب اللهی جوان که نه جنگ دیده و نه انقلاب را درک کرده اندو تنها چند لفظ را از بر کرده و برای همه تکرار میکنند، بدون آنکه ذرهای از دغدغه های مادر شهدا را درک کنند. تتنها درگیر بروکراسی اداری شده اند وحتی گاهی کارشان به توهین هم میکشد. که البته این افراد در فیلمها و داستانهای اخیر، به جای شخصیت به تیپ تبدیل شده اند.از نشانه های این تیپ:ریش توپی،تسبیح،کت و شلوار راه راه آبی! و ازهمه مهمتر کیف دستی!!(روی میزستاد، تقویمی با عکس شهداست.کارمند همیشه در راه بنیاد است و وقت ندارد،صدا کردن همه کارمندها،ولو جوان با لفظ حاج آقا)

اما چند نکته که لایه های بعدی فیلم را شکل میدهند:

1-موقع رفت و آمد احترام به ستاد، هر بار خانم جوانی را میبینیم که کارش گیر اداری دارد.اما چند دفعه اول، فقط چند صحنه کوتاه از جلو دوربین رد میشود،بدون دیالوگ و حتی جلب توجهی،که این موجب باورپذیرتر شدن فیلم میشود.

2-هوای آلوده شهر که مادر را مجبور به استفاده از ماسک میکند، که به نظرم مفهومی نمادین دارد و به قول یکی از شخصیتها:سیگار کشیدن تو این آلودگی مثل کپسول اکسیژنه!

3-در صحنه هایی مادر در پیاده روها با خستگی تمام راه میرود و گاهی در تصویر گم میشود که به گمانم تعمدی است.

4-قهرمانان فیلم در زمان گذشته مانده اند.این را از دیالوگی زیبا که فروغ به احترام میگوید میتوان فهمید:"این ساعت هم که 20 ساله خوابیده!"

5-تعداد سیگاری ها زیاد است حتی آقای مصطفوی که شخصیت مثبت هم هست.شاید نشان از ناتوانی او در تحمل بعضی مسایل است.

6-آقایی مصطفوی که کارمند سابق ستاد بوده ،در اتاق مسوول ستاد پرونده ها را مرتب میکند، که کنایه از کارکردن با عشق آنهاست است در مقابله با وضع فعلی.

7-در قسمتی احترام اشاره به غرق شدن چند سال پیش دانش آموزان در دریاچه میکند که هیچ کس آن را یادش نیست .به نظرم منظور، بی ارزش شدن جان انسانها است.

8-همه نسل جدیدها (به خصوص در اتوبوس)مشغول هره کره! و ور رفتن به موبایل هستند که شاید نشان از بی غم بودن آنهاست.

9-فیلم اشتباهاتی هم داشت مثلا جایی صابر ابر قبل از آنکه آقای مصطفوی صدایش کند،ایستاد! یا موقع قلیان کشیدن، که نه دودی در کار بود و نه حباب داخل آب!!!

 

 

نظرات  (۳)

آفرین که حتی در سینما هم کاغذ و قلم را کنار نگذاشتی.
((ن و القلم و ما یسطرون))
به نظرم اون قدر شعار زده نشده شاید زیاد به مسئله کهنه و نو پرداخته ولی آزار دهنده نیست(لااقل برای من) در ضمن خیلی خوب با چهره ی واقعی شهدا و مادر شهدا را نشون داده یه چهره ی واقعی نه از اونایی که تو این 20 سال نشون دادند که تو در مورد اونا نگفتی ,فکر کنم یه کم نگاهت زیادی منفی بود.
پاسخ:
کل فیلم در یک بازه یک هفته اییه.خودت ببین تو این مدت چند بار احترام با تغییر محیط اطرافش روبرو میشه.بنظرم یکم غیر طبیعی در اومده.در مورد برخورد متفاوت با شهدا باهات موافقم .غیر از این خیلی چیزای دیگم بود که به خاطر طولانی نشدن مطلب بهشون اشاره نکردم.نگاهمم زیاد منفی نیست منظورم از تاکید خاص کارگردان بد بودنش نبود.فقط بعضی جاها زیادی تاکید داشت
منم میخوام فیلمو ببینم.
این پست رو بیخیال شدم تا جذابیت فیلم برام حفظ بشه.
اما بقیه ی پستهارو خوندم.
دم شما تا مرز جاودانگی گرم باد
خدانگهدار
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی