حرف‌هایم

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خداوند» ثبت شده است

انواع بشر را می‏‏توان به مانند انواع فلز دانست.. بعضی حلبی‎اند، بعضی آهن و پولاد، و برخی دیگر نیز نقره و مس و .. .

اما دیگرانی هستند هم‏چون طلا. طلایی ناب که کالای وجود خود را جز در جمعه بازار خدا به فروش نمی‏گذارند و دلالان بی سر و پا را نا امید خواهند گذارد.

اصلا بعضی‏ها را خدا برای طلا شدن آفریده است... طلا شدنی که بهایی دارد و بهای آن گرماست. طلایی که از حرارت کوره سرخ نشود همان تکه آهن بی ارزش خواهد ماند...


آفتاب و گندمک هجده عیار


این پست تقدیم به صبر ریحانه‏ها


                                تنهایی


تنهاترین تنهایان خودت هستی. اما چه قیاس مع الفارقی است تنهایی من در برابر احد بودن تو. تو یگانه خدایِ تنهایِ بی نیازی و ما، به قول خودت فقرایی بیش نیستیم. تو اگر تنهایی، غنی نیز هستی.تو اگر تنهایی برای این است که "لم یکن له کفوا احد" نیز هستی.تو همتایی نداری که بخواهد هم دمت باشد. اما من اگر تنهایم،برای ضعف بینایی است.ضعف چشمانم مانع از آن است که حضور پر جلالت  را در حوالی رگ گردنم حس کنم. من اگر تنهایم... پس تنهاییم را با تو قسمت میکنم. لحظه ای مرا به خود وامگذار...