حرف‌هایم

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حدیث» ثبت شده است

کاش می‌شد صدای پشت احادیث را شنید..

لهجه‌ای عربی، آرامشی قدسی، چهره‌ای نورانی، صلابتی اطمینان‌بخش..

لب‌خندی شکرین، اخمی از سر دل‌سوزی، عبایی بلند، محاسنی در هم پیچیده...

چشمانی نافذ، دستانی محکم، صدایی گرم، فریادی تکان‌دهنده...

کاش می‌شد دید صاحب سخن را... خود را در آغوشش گرمش انداخت.. زار زد...

کاش می‌شد جلوشان به خاک افتاد، دامان‌شان را گرفت، دعای توسل خواند...

تنها از این می‌ترسم که به سرنوشت کوفیان دچار شویم.. کوفیان هم امام غایب را خوب اطاعت می‌کرند..هزاران نامه برایش می‌نوشتند. اما هنوز امام‌شان نیامده، فرستاده‌اش را از دارالحکومه به زیر انداختند.. خدا کند کوفی نشویم..

 

ساعت 50 دقیقه‎ی بام‏داد روز دوشنبه، 7ام بهمن ماه است و موضوعی ذهن مرا سخت به خود مشغول کرده است. این که واقعا پول به‏تر است یا ثروت؟!!

کتاب الکافی از زبان امام رضا علیه السلام این‏گونه نقل می‏کند: «الذی یطلب من فضل الله عز و جل ما یَکُفٌّ به عِیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله عز و جل» یعنی: «کسی که طلب می‏کند از فضل خدای عز و جل آن‏چه را که کفایت می‏کند به آن خانواده‏اش را اجری عظیم‏تر دارد از جهادکننده‏ در راه خداوند عز و جل». طبق سخن امام، باید از فضلِ (احتمالا به معنای دهش و بخشش خداوندی) خداوند برای کفایت خانواده‏ جویا شد، که اگر این‏گونه باشد خداوند در دنیا یا آخرت پاداشی به او اعطا خواهد کرد بالاتر از مجاهدان در راه خودش. البته فضل خدا شاید معنایی گسترده‏تر از اسکناس داشته باشد. حال سوال این‏جاست که امثال بنده که شکر خدا پدر بالای سرشان است و تشکیل خانواده هم نداده‏اند، آیا وظیفه‏ای برشان هست که بروند و برای کفایت عِیال از فضل خداوند جویا شوند؟ نیست؟ اگر نیست پس باید چه کنند؟ باید بروند درس بخوانند؟ اگر میل به درس خواندن درشان زیاد نبود تکلیف چیست؟ تازه میل و نیاز به کار و استقلال را می‏شود آیا نادیده گرفت؟ آمدیم و تا ده سال دیگر هم اوضاع به همین منوال بود، آیا آن پسری که تازه پس از گذراندن دوره‏ی نشاط جوانی و رسیدن به سن 6-25 ساله‏گی می‏دود دنبال کار و می‏خواهد کار یاد بگیرد، کمی کوچک نمانده است؟ فرصت رشد و بلوغ از او سلب نشده آیا؟..

خداوند در آیه‏ی 39 سوره‏ی نجم می‏فرماید: «و اَن لیس للانسنِ الا ما سعی» یعنی: « و نیست برای انسان مگر آن‏چه که برای‏ش تلاش کرده است». تلاش یعنی چه؟ یعنی در آمدن عرق؟ یعنی خسته شدن مغز؟ یعنی تغییر ایجاد کردن در چیزی؟ یعنی پول درآوردن؟.. تعریف تلاش خیلی مهم است. من آن را این‏گونه تعریف می‏کنم: اهتمام و همت گماردن برای انجام کاری در راستای رضای خدا.. حال آیا لازم است پول درآوردن برای من؟.. آیا نمی‏شود همانند یک هرکول صبح تا شب را برای رضای خدا تلاش کرد، عرق ریخت، مایه گذاشت، و این بشود تلاش، که بشود برای انسان در دنیا و آخرت؟ در حالی که شاید پولی هم به چنگ نیاوری.. اُه اُه! گویا موضوع جدی‏تر از این حرف‏هاست. کتاب ارشادالقلوب از جانب خداوند می‏نویسد: « قال الله تعالی فی لیلةِ المعراج: یا احمدُ! انّ العبادةَ عشرةُ اجزاءٍ تسعةٌ منها طلب الحلال، فان اطیب مطعمُکَ و مشربُکَ فانتَ فی حفظی و کَنَفِی» یعنی: «خداوند بلندمرتبه در شب معراج فرمود: ای احمد! همانا که عبادت ده جزء است که نُه جزء آن طلب حلال است. پس اگر محل درآمد خوراک و نوشیدنی تو پاک باشد، تو در کنف حمایت و حفاظت من خواهی بود.»..

پول بهتر است یا ثروت

در قرآن کریم داریم که جنیان و آدمیان آفریده شده‏اند فقط فقط برای عبادت خداوند. یعنی ما در کل خلقت کاری مهم‏تر از عبادت خالق نداریم. حال خالق، در یکی از مهم‏ترین شب‏های تاریخ دنیا، شب عروج پیام‏بر خاتم(ص) به آسمان، یکی از جملاتی که به فرستاده‏اش می‏گوید این است، نُه دهم این عبادت که هدف خلقت شماست، کسب حلال برای خوراکی و نوشیدنی است! به نظر خیلی قضیه جدی می‏آید. پس با این وجود جای شک نمی‏ماند که مهم‏ترین کار هر مردی پس از پای گذاشتن به دنیا کسب روزی حلال اعم از سکه، اسکناس، اعتبار، یا مبادله‏ی کالا به کالا است. پس با این وجود نتیجه می‏گیرم که خیلی جدی باید به فکر کسب روزی حلال بود. برای حسن ختام حدیثی را از امام صادق علیه اسلام نقل می‏کنم که خواهید دید چه‏گونه معنای اعتدال در کار را به تمامه نشان می‏دهند. 

کتاب تهذیب الاحکام از قول این بزرگ می‏نویسد: « لیکن طَلَبُکَ المعیشةَ فوقَ کسبِ المُضَیِّعِ و دُونَ طلبِ الحریصِ بدنیاهُ المطمئنِّ الَیهَا و لکن انزل نفسکَ من ذلکَ بمَنزِلَةِ النَّصَفِ المتعفِّفِ تَرفَعُ نفسَکَ عَن منزِلَةِ الواهنِ الضعیفِ و تَکسِبُ ما لابدَّ للمومنِ منهُ، ان الذینَ اعطوا المالَ ثم لم یشکروا لا مال لهم»

یعنی: « باید میزان تلاش تو برای معاش بیش‏تر از ضایع کننده‏گان وقت و کم‏تر از تلاش آزمندی باشد که به دنیایش دل‏خوش و مطمئن است، پس تلاش خود را در مسیر شخص با انصاف و عفیف قرار ده تا برتر از افراد سست و ناتوان باشی و آن‏چه را که شایسته‏ی مومن است به دست آوری [ در عین حال به لطف خدا امیدوار باش] زیرا کسانی که مالی به آن‏ها داده شود ولی سپاس نگزارند [در حقیقت] مالی ندارند. »


پانویس یک: همه‏ی آیات و احادیث از کتاب مفاتیح الحیاة انتخاب شده‏اند.

پانویس دو: ترجمه‏ی همه‏ی عبارات عربی به جز عبارت پایانی توسط نگارنده صورت گرفته است.

پانویس سه: نمی‏دانم چرا جدیدا متن‏هایم به صورت انفجاری نوشته می‏شود و سر وته‏ش معلوم نیست!!