حرف‌هایم

تصمیم کبری

شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۳:۴۸ ب.ظ

در بازه‌ی عمر معمول انسان‌ها، هر کس به حدی از شناخت و فهم اکتفا می‌کنه و این مدت رو می‌گذرونه. عده‌ای تفریحی کتاب می‌خونن، عده‌ای فقط رمان می‌خونن، بعضی‌ها فقط در دل واقعیات زنده‌گی سعی می‌کنن چیزهایی بفهمن، بعضی‌ها هم این واقعیات رو می‌گذرونن و اصلا به‌ش فکر نمی‌کنن. گروهی به اقتضای زمانه و درس و دانش‌گاه و مدرسه، و برای گذران عادی زنده‌گی مطالعاتی دارن، و بین همین افراد بعضی جدی‌ و بعضی ناپلئونی درس می‌خونن. عده‌ی کمی هم هستن که با پالایش روح‌شون و از طریق نور خداوندی چیزهایی رو می‌فهمن و البته جنس فهم‌شون هم شاید متفاوت باشه کمی.. اما دسته‌ی دیگری از آدم‌ها هستن هم‌چون ابوریحان بیرونی که آدم‌های ز گه‌واره تا گوری به‌شون می‌گیم اصطلاحا! این‌ها به قول حضرت امیر(ع) حکمت رو گم‌شده‌ی خودشون می‌دونن و البته ممکنه بعضی‌هاشون هم بیش‌تر به دنبال علم تجربی باشن تا حکمت. ولی افرادی‌ن که تا ته چیزی رو درنیارن ول کن‌ش نیستن و اولویت‌هاشون کمی با عامه‌ی مردم متفاوته.

حالا این آدما هستن کلا!.. ولی بنده تصمیم گرفتم که کمی خودم رو به اون دسته‌ی آخر نزدیک کنم و برای این قضیه کمی فکر کردم. 

به نظرم رسید که برای این موضوع باید خیلی پایه‌ای و آزادمنشانه برخورد کرد. به این معنی که شما خودت رو بیش‌تر از همه قبول داری در فهم معانی، و از آن‌چه که بوده و هست، تنها کمک می‌گیری. برای شروع باید رفت درمورد اصل خلقت و چه‌گونه‌گی هستی، در این مورد کمی مطالعه کردم قبلا.. بعد از اون باید درمورد انسان و تاریخ حضور و وجود او رو بررسی کرد.. بعد از اون هم باید رفت سراغ عناصر تشکیل‌دهنده‌ی تمدن و از همه مهم‌تر زبان.. چرا که الان ما بیش از هر چیز با داده‌های متشکل از همین زبان و تکلم طرفیم پس لازمه که خوب بشناسیم‌ش. البته هر کدوم از این قضایا رو شاید بشه یک عمر روش زمان گذاشت، اما من قصد دارم خیلی روی هرکدوم از این‌ها نمونم و سریع‌تر برسم به ام‌روز. هرچند که این مطالعات رفت و برگشتی هم هستن و با زنده‌گی ام‌روز ما هم ارتباط دارند، اما منظور من غالب زمانیه که روش میذارم و درواقع زمینه‌ی مطالعات رو تغییر میدم با این ترتیب.

به منبع‌ش فکر کردم. به نظرم رسید که بیام منابع شناخت رو مرور کنم که کتاب مسئله‌ی شناخت شهید مطهری هم خیلی به‌م کمک کرد تو این قضیه. این‌طوری نتیجه گرفتم.. یا منابع از وحی هستن، مثل کتاب‌های آسمانی هم‌چون قرآن، مثل احادیث قدسی یا هرنوع اطلاعات دیگه‌ای که از طریق وحی به دست میاد. یا منابع از آزمایشات تجربی هستن که ام‌روز به‌شون علوم تجربی می‌گن که من به لوازم‌شون کاری ندارم و فقط خروجی‌ش رو می‌گیرم.. یا از راه حواس پنج‌گانه که همه‌مون داریم معمولا و حروجی این‌ها رو میشه بررسی کرد... و راه بعدی هم خروجی‌های عقلیه که منجر به رشته‌هایی مثل فلسفه و منطق شده.. همه‌ی این‌ها آثاری ازشون هست و همه خروجی‌های ذهن یک فرد هستن که احنمال خطا درش هست و باید خودم اون‌ها را قیاس و بررسی کنم، الا منابع وحیانی که اصطلاحا وحی منزَله! 

الان دارم خیلی کلی به اون ته چاه تاریخ نگاه می‌کنم تا بتونم راه خودمو تا حدی تصور کنم.. الان برای مطالعه‌ی دقیق کتب وحیانی کمی زوده..

نظرات  (۲)

  • سید محسن حسینی خواه
  • خوبه 
    حرکت بسیار ارزشمندیه 
    ایشالا خدا کمکت کنه تو این راه بس دشوار
    پاسخ:
    بله.. ممنون از تایید شما حاج محسن!
    این تصمیم کبری رو خیلی دوست دارم؛ خیلی :).
    پاسخ:
    ممنونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی