حرف‌هایم

سبقت بگیرید

دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۲۷ ب.ظ

این بازی‌های کامپیوتری را دیده‌اید که یک نفر می‌دود و بالا و پایین می‌پرد تا همه‌ی سکه‌هایی که در مسیرش هست را به اصطلاح بخورد؟! داستان، داستان ماست. ما انسان‌ها در طول زنده‌گی مکان‌ها و زمان‌های گوناگونی را تجربه می‌کنیم. ظاهر قضیه این است که ما در ظرفی از مکان و زمان آن‌ها راپشت سر می‌گذاریم و دیگر به آن‌ها باز نخواهیم گشت. این‌هایی که می‌گویم مثال است و فرضیات شخصی و شاید نادرست باشد. این مکان‌ها به مثابه همان مراحل بازی‌های کامپیوتری است و در آن‌ها بسته به زمان و مکان‌شان به مقادیر مختلف سکه ریخته است. برای مثال در مسجد سکه ریخته، در شهر سکه ریخته، در خانه سکه ریخته و شاید در کاباره‌ها هم سکه ریخته باشد! (ر.ک: رمان بیوتن امیرخانی). اما میزان آن متفاوت است. مثلا در نقطه‌ای از زمین در هر متر مربع یک سکه و در نقطه‌ای دیگر به ازای هر صد متر مربع یک سکه می‌توان یافت. مثلا در مساجد تراکم سکه‌ها بیش‌تر از خیابان است(شاید). به زمان هم بسته‌گی دارد. مثلا در شب قدر سکه‌ها از آسمان فرو می‌ریزند و ممکن است در شبی دیگر این‌طور نباشد. حال این‌جا عاملی دیگر وجود دارد به نام انسان که متغیر سوم محسوب می‌شود. ممکن است انسانی آن‌قدر زرنگ باشد که سکه‌های حسنات را همه مال خود کند و انسانی دیگر آن‌قدر بی توفیق و بی همت باشد که بی خیال از لا به لای این غنایم بگذرد و دریغ از کسب یک سکه. شاید دلیل این همه تاکید در احادیث به روی روز شب و یا مکانی خاص همین‌ها باشد. حال پا را فراتر بگذاریم. باید گفت که سکه‌های هر کدام از این شرایط با یک‌دیگر متفاوت است و هر کدام ارزش و بهای خاص خود را داراست. بنابراین کسب یکی از آن‌‌ها مانع از کسب دیگری نخواهد شد. برای مثال سفر حج را در نظر بگیرید. در سرزمین وحی سکه‌هایی ریخته ارزش‌مند که شاید در هیچ کجای دیگری نتوان نشانی از آن یافت. حال خداوند حج را بر واجدان شرایط‌ش واجب کرده است. واجب کرده یعنی راهی نیست جز رفتن به آن‌جا و به دست آوردن آن‌چه که باید.. این وسط تنها می‌ماند خود انسان که چه‌طور برود و چه‌طور بازگردد.. من تا به حال حج نرفته‌ام اما دیده‌ام انسان‌هایی که رفته‌اند و آن‌طور که باید از سکه‌ها غنیمت جمع نکرده‌اند، حال آن‌که تغییر را در اکثر حج‌گزاران می‌توانی مشاهده کنی با این‌که تفاوت‌ها گاهی زیاد است.. 

اکنون خداوند به من و خیلی‌های دیگر این فرصت را داده است که برویم کیسه کیسه سکه جمع کنیم و بیاوریم، هرچند که این سفر، به قصد عمره مفرده است، اما عمره‌ی ماه رجب را از جانب ثواب، و در واقع تراکم سکه‌‌ها!، هم تراز حج تمتع دانسته اند.. پس خیلی باید بی توفیق و بی معرفت بود که در میانه‌ی رجب به آن‌جا رفت و دست خالی بازگشت.. باید مثل معصومین دعا کرد که حج ما را، همانند حج عارفان به خودت قرار بده... 

خلاصه کلام این‌که، حلال کنید اگر که حضورا و یا مجازا در حق‌تان بدی کردم. اگر مطالب بلاگ شما را از راه حقیقت دور کرد، اگر ناراحت‌تان کردم و یا الکی خوش‌حال شدید!.. خلاصه از ته دل مرا ببخشید. ان شا الله به زودی روزی‌تان باشد. 

  در دایراه‌ی قسمت، ما نقطه‌ی تسلیم‌یم      

لطف آن‌چه تو اندیشی، حکم آن‌چه تو فرمایی

  

  

 

نظرات  (۳)

ایمان دارم سکه های زیادی با خودتون خواهید آورد.
پاسخ:
ایشالا
  • محمدرضا نقی زاده
  • التماس دعا ...
    جدا دعا کن چون ظرف ما خیلی خالی از سکه هستش ...

    غالباً آن گذری که خطرش بیشتر است
    می شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است

    ارزش عبد در افتادن در سجاده است
    سنگ فرش حرم دوست زرش بیشتر است

    خانه ای هست در اینجا که کریم اند همه
    سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است

    دل ما سوخت در این راه ولی ارزش داشت
    هر که این گونه نباشد ضررش بیشتر است

    بی سبب نیست که آواره ی هر دشت شدیم
    هر که عاشق شود اصلاً سفرش بیشتر است

    هر گدایی برسد لطف که دارد امّا
    به گدایان برادر نظرش بیشتر است

    گرچه گفتند خدیجه است ولی ما دیدیم
    در جمالش که جلال پدرش بیشتر است

    وسعت روح بدن را به بلا می گیرد
    غیر زینب چه کسی درد سرش بیشتر است؟

    "علی اکبر لطیفیان"
     
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی