حرف‌هایم

دوباره زمستان

چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ

شکر خدا بلاخره بغض ابرها ترکید و آسمان تهران هم کمی نم پس داد از خودش! پدربزرگم می‏گفت قدیم‏ترها در کتاب‏ها می‏نوشتند: «اگر باران به کوهستان نبارد ، به سالی دجله گردد خشک رودی».

می‎گفت ما آن موقع‏ها نمی‏فهمیدیم این حرف‏ها یعنی چه. حالا کمی موضوع برای‏مان روشن شده. پدربزرگم راست می‏گوید، نسل او با طبیعتی درست‏تر زیست کرده و کوچک‏ترین انحرافی در نظام طبیعت برای آن‏ها مثل هشدار است. درست مثل نسل ما! من یکی که اگر چند سال هم باران نبارد، اصلا اگر فصل‎‏ها هم عوض نشود، حتی اگر اکسیژن هوا به نیم درصد هم کاهش پیدا کند چندان احساس عجیبی ندارم!.

 این روزها هوای تهران خوب برفی شده، اما در خیلی نقاط جهان و ایران خودمان جان  مردمانی در خطر است و زنده‏گی‏شان مختل شده است. من که غیر از صرفه‏جویی کار دیگری از دستم برنمی‏آید اما لااقل برای‏شان دعا کنیم. برای مردمان شمال کشورمان..

حال، کمیک استریپی آماده شده با حال و هوای زمستانی! به ادامه‏ی مطلب بروید.

 

 

 


پیش از شروع شوخی

 

اقدام به شوخی

 

ابتدای شوخی

 

اوج شوخی!

 

لحظات پایانی شوخی

 

پایان شوخی

 

نتیجه شوخی!

با تشکر از امیررضا امراللهی عزیز بابت این جان‏فشانی!

 

نظرات  (۳)

  • محمدرضا نقی زاده
  • چه برفی تو کرج اومده !
  • مونا وزیرپور
  • شوخی لرزه آوری بود:)
  • فردین طهماسبی
  • ایول
    ;))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی