حرف‌هایم

فرهنگ با کلاسی ؛ با کلاسی فرهنگی!

جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۳۱ ب.ظ

به نظر شما راننده‏ی جوان یک دستگاهHyundai ix 55  با کلاس‏تر است، یا پیرزن 70 ساله‏ای که در رشته کوه‏های زاگرس کوچ‏نشینی می‏کند، با تمام آداب و رسوم و عقایدش؟ فرهنگ‏شان چه‏طور؟ فرهنگ آن جوان بیش‏تر است یا آن پیرزن کوچ‏رو؟

به نظر شما یک دانش‏جوی مهندسی معماری باکلاس‏تر است یا یک کارگر جوان افغانی؟ حال فکر می‏کنید آن دانش‏جو بافرهنگ‏تر است یا آن کارگر افغان؟

(لازم به ذکر است که منظور از تمامی افراد بالا، شخصیت‏های آیکونیک آن‏هاست، کاری به استثناها نداریم. درضمن ممکن است شخصی هم با کلاس باشد هم با فرهنگ! اما نیت من روشن شدن ارجحیت فرهنگ نسبت به کلاس داشتن است.)

 به عقیده‏ی من کریستیانو رونالدو آدم فوق العاده با کلاسی است! اما با فرهنگی نه چندان تعریفی. در عوض لیونل مسی شاید به اندازه‏ی او باکلاس نباشد اما لا اقل بویی از فرهنگ برده است!. مثالی دیگر، تماشاگران انگلیسی را که می‏شناسید، به‏شان می‏گویند هولیگان، چیزی شبیه اقوام زامبی هستند! همان انگلیسی‏های اتوکشیده، در زمین فوتبال این چهره‏ی دهشتناک را به خود می‏گیرند. حال تماشاگران گهر دورود زاگرس را ببینید. ابتدا از لحاظ با کلاسی آن‏ها را با مردم لندن قیاس کنید. کردید؟! سپس به صحبت‏های مربیان تیم‏های میهمان بعد از بازی با گهر گوش کنید. همه‏ی آن‏ها بدون استثنا از فرهنگ و مهمان‏نوازی لرها لب به تمجید باز می‏کنند.

کلاس را در عرض چند روز با تغییر ظاهر و یادگرفتن اندکی ادا و اطوار می‏توان به دست آورد، اما فرهنگ چیزی است که هم‏راه با بسته شدن نطفه، شروع به شکل ‏گرفتن می‏کند.‏ من فرهنگ عشایر سرزمینم را در یک برنامه تلویزیونی دریافتم. مادر یکی از قهرمانان پارالمپیک نمونه‏ای از آن عشایر بود. چنان خطابه می‏کرد و چنان عمیق حرف می‏زد که من و تمام خانواده را میخ‏کوب جعبه‏ی جادو کرده بود! این همان فرهنگ نهادینه شده در مردم با اصالت ماست. حال به بعضی از هم‏شهریان عزیز خود می‏نگرم که اتفاقا تازه هم به دوران نرسیده‏اند! اما انقدر برای هرکاری ادا و اطوار دارند و کلاس را چاشنی می‏کنند که آدم به  روح پرفتوح بورژواهای اواخر وسطی درود می‏فرستد!


کوچ‏‏رو بی کلاسِ با فرهنگ!


راستی از کارگر افغانی گفتم، شاید برای بعضی‏ها عجیب باشد. غالب کارگرهای افغانی که من از نزدیک با آن‏ها در ارتباط بودم به طرز عجیبی به سنت‏ها و اعتقاداتشان مقیدند. مثلا کارگرانی که در ماه رمضان در منزل ما کار می‏کردند. بدون هیچ‏گونه ان‏‏قلت! پیش از باز کردن روزه، نماز جماعت می‏خواندند و با آن فشار کاری از روزه هم فروگذار نمی‏کردند، که از این سنخ نمونه‏های دیگر هم دیده‏ام. یا مثالی دیگر. از آن‏جا که اغلب کارگران افغان در کشور ما به نوعی غریب هستند، به شکلی عجیب حواسشان به خویشاوندان خود هست و در نمونه‏هایی که من دیده‏ام حتی ساعت رفت و آمد هم را نیز چک می‏کنند!

خلاصه کلام این‏که، فرهنگ را از روی لباس و مدل مو نمی‏توان شناخت. فرهنگ انسان‏ها در ریزرفتارهایی نفوذ دارد که جز با زندگی در کنارشان نمی‏توان به آن پی برد. و چه واژه‏ی عجیببی است این واژه‏ی فرهنگ‏سازی...



پ ن: از یک چیز می‏ترسم! این‏که به اشتباه هر آن‏که در مضیقه بیش‏‏تری است و دارای رفاه کم‏تر، با فرهنگ‏تر تلقی شود. بنده   اصلا  چنین    منظوری    ن دا  ش  تم!

نظرات  (۴)

انسانه رو باید از ریزرفتارهاشون شناخت نه ظاهرشون بدون هیچ نوع معاشرت! موافقم
  • محمدرضا نقی زاده
  • خیلی خوب
     ولی اگه عکسشم از خودت بود بهتر می شد.
    (:
    موفق باشی 
    پاسخ:
    دیگه ببخشید که از هر موضوعی عکس ننداختم!!
    اتفاقا میخواستم عکس اون پیرزنان اهل ابیانه رو بذارم که خیلی هم به این بحث مربوط بودن، ولی دیدم عکس تکراری حالت جالبی نداره..
  • فردین طهماسبی
  • vali nahadineh shodane in mabahes sakhte. adam yadesh mire gahi!
    پاسخ:
    این نوشته‏ها برای یادآوری دیگه. ذکر..
    گل گفتین:)
    واقعا که این مسئله جا نیفتاده
    پاسخ:
    ممنونم، ولی احساس می‏کنم که مخاطب‏های وب‏لاگ در این‏جا خطری احساس می‏کنن بعضا، که یا اسم نمی‏نویسن یا با اسامی متفرقه نظر می‏دن!! اگر مشکلی هست بگید که برطرفش کنیم..
    باز هم به این‏جا سربزنید :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی