حرف‌هایم

زنبور بی عمل

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۱، ۱۲:۲۵ ق.ظ

میداند اما نمی تواند.این بزرگترین گرفتاری اوست.میداند،پس تلاشش همه برای توانستن است .اما انگار بی فایده است.

بعضی اوقات توانستن تاوان دارد.تاوانش ممکن است به قدری سنگین باشد که نتوانی بپردازی...پس نتوانستنِ اول را انتخاب میکند.چرا که راحت تر است.بارها شده که آرزو کرده، اِی کاش نمیدانست. آخر دانستن مسوولیت دارد.اگر مرد عملش نباشی همان به که ندانی.

بارها حسرت خورده به حال کسانی که به قول دکتر در بهشتِ خریت اند. گرچه بهشت آنها  چون بهشت شداد، وهمی بیش نیست ..

در اوقات دل تنگی با زنبورِ بی عسل درد دل می کند. همه ی حرف هایش را با او میگوید.چون او را هم مثل خود میبیند،شاید هم خود را مثل او میبیند..زنبور هم از خود برایش میگوید.از این که مدت ها وقت صرف یافتن گل ها و مکیدن شیره شان میکند..شیره ها که جمع شدند،همه را به کندو میبرد تا مثل باقی زنبورها آن را تخلیه کند.اما شیره را از او نمیپذیرند.به او میگویند شیره ات عقیم است.میگویند شیره ای که عسل نشود تنها موجب رنج تو و گل است و ما هم جای اضافی نداریم.به او میگویند شیره ای که عسل نشود همان به که مکیده نشود..رو به زنبور میکند و میگوید آری علمی هم که عمل نشود همان به که آموخته نشود،چرا که تنها موجب رنج است.آری من هم خسته شده ام...


زنبور بی عسل

نظرات  (۲)

  • صائب کفایتی
  • زیبا بود
    پاسخ:
    تشکر
  • زنبورهای عسل
  • سلام :).
    پاسخ:
    سلام
    علی آقا خیلی انتخابت حرفه‏ای بود، احسنت!
    ان‏شاءالله بتونیم محصول مرغوبی تولید کنیم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی